"نمی فرات"

اگر چه مثل محرم نمی شوم هرگز

جدا زحلقه ی ماتم نمی شوم هرگز

 

مرا ببخش،مرا چون که خوب می دانم

که توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز

 

اسیر جاذبه ی حسن یوسف یاسم

که محو در گل مریم نمی شوم هرگز

 

گناهکارم و اما بدون اذن شما

نصیب خشم نمی شوم هرگز

 

نمی فرات بیاور،چرا که من قانع

به سلسبیل و به زمزم نمی شوم هرگز

 

قسم به قلب سپیدت سیاهپوش کسی

به جز شهید محرم نمی شوم هرگز

 

به جان عشق قسم،غیر چارده معصوم

به پای هیچ کس خم نمی شوم هرگز

 

شاعر :سید حمیدرضا برقعی از کتاب"طوفان واژه ها"چاپ پانزدهم.نشر فصل پنجم

/ 1 نظر / 41 بازدید