روزهای بعد از رهایی

بالاخره تموم شد و کنکور کذایی  دادم (خداکنه نتیجه خوب بگیرم یعنی اول همه ی

دوستام بعد خودم...) فعلا آزاد ورها از هر چی کتابوجزوه درس مشق هستم.

هنوز یک هفته نشده که به مامان جونم میگم حوصلم سر رفته چی کار کنم؟؟مادر عزیز

هم از همان نگاه ها ی زیبایش به من میکند و من هم همه چیزو باید بخونم که دوباره

شروع نکنم...کاروبار که زیاد دارم اما فعلا حوصله انجام اون کارهارو ندارم دلم یک تحول

بزرگ میخواد خیلی بزرگ البته شاید هم توجیه ست برای نرفتن سراغ کارهای تلنبار

شده (چه میدونم والا) درهرحال فکر میکنم باید تحول اصلی مذکورو از خودم شروع

کنم!!!تغییراتی هم که گفتم برنامه هاش در حال بررسی در اتاق فکره...

به نقل از مجری جوانی که این روزها خیلی طرفدار پیدا کرده "موظب خوبی هاتون

باشید"

 

/ 3 نظر / 25 بازدید
سما

گر میخواهی بدانی چقدر ثروتمندی سکه هایت را نشمار… قطره ای اشک بریز و دستانی که برای نریختنش دراز میشود را بشمار……

نيلوفرمرداب

سلام عزيزم برات دعاميكنم كه كنكورقبول ايشالا موفق باشي وب جالبي داري وقت كردي به منم سربزن اگه موافق تبادل لينك بودي يه ندابده